دلهای آبی

دل من کوچک است.با رعدو برقی ناگهانی از جا  می پرد و می لرزد .دلم کوچک است  و تاب ابرهای  سیاه اندوه را ندارد . و تو آیا با  آن همه بزرگی  و بلند  مرتبگی  میهمان این دل کوچک خواهی شد ؟می دانم  تو اگردر دلم  باشی  دلم  چون  موجهای رونده  تا ساحل  بی کرانگی  وسعت می گیرد تو اگر با من باشی  دلم بزرگ می شود و هیچ سیلابی دلم  را غرق  نخواهد کرد.  خدایا  تو محکم ترین  تکیه گاهی  برای این  دل  نیلوفرینی  که  می خواهد  با  تو تا اوجها  قد  بکشد . خدایا  دلم را با  خواندن  صلواتهای  پی در پی ،  با  خواندن  آیه   آیه  از بارانهای  کتاب آسمانی  آب پاشی  کرده ام  و  تو با آن همه  بزرگی  و  بلند مرتبگی میهمان این  دل کوچک خواهی شد.