ماه سرخ
همیشه خرداد با بوی عشق همراه بوده و یک انقلابی و به همراه خودش داشته . از همون اولش که شروع می شه یاد حماسه ها و پهلو ونی ها رو با خودش می یاره و توی خاطره ها زنده می کنه و وقتی به نیمه می رسه رنگ سرخ تمام فضای اون و پر میکنه و از قیامی میگه که حرفهای زیادی برای گفتن داره . بچه های کلاس ادبی با یاد و خاطره ی اون روزها از شهری نوشتند که ساکنانش علیه زور گویی که وارد شهرشون شده بود قیام کردند و حالا بقیه ماجرا ---------------
توی شهر حشرات هرکس یک شغلی داشت . زنبور آتش نشان بود , مگس خبر چین بود , مورچه نجار بود .اهالی شهر زندگی خوبی داشتند تا اینکه یک روز مرد بد جنسی تصمیم گرفت شهر حشرات و سم پاشی کنه . مگس خبر چین فوری به اهالی شهر خبر داد و وقتی مرد داشت خودش و آماده می کرد که سم پاشی کنه مورچه نجار تعداد زیادی تیر وکمان و نیزه ساخت و به همه ی اهالی شهر داد . اهالی شهر به ان مرد حمله کردند و وآن مرد از آنجا فرار کرد و ودیگه برنگشت .
حمید صدیق ۹ ساله
مرد بد جنسی به قصد کشتن حشرات وارد شهر آنها شد . خبر به مورچه پلیس رسید و دست به کار شد . مورچه پلیسه به سربازهایش دستور داد سراغ مرد بد جنس بروند و پا هایش را گاز بگیرند . مورچه به دستور فرمانده گوش کردند . مرد بد جنس از شدت درد اشک توی چشم هایش جمع شده بود و فرار می کرد . ملخ دونده المپیک مرد بد جنس را تعقیب کرد . بالاخره مرد از شهر حشرات فرار کرد
مهدی رمضانی ۹ساله
