تابستون قشنگ ترین فصل من
کم کم گرمای تابستون و داریم زیر پوستمون احساس می کنیم آخه خورشید قشنگ
شعاعهای گندمی شو به گلها بخشیده و گنجشکها هم دارن براش آواز می خونن . درسته
که هوا گرمه اما وقتی توی این شلوغی و همهمه صدای شادی و خنده ی بچه ها رو
می شنویم آفتاب داغ تابستون وفراموش میکنیم وبا یک خنده ی سبزبه استقبالشون می ریم .
آماده می شیم تا با هم سفربریم اون هم با باد بادکهایی که با دستهای خودشون می سازند .
اولین مسیرمون دنیای قشنگ قصه هاست . این دنیا اون قدر خیال انگیز و پر از نقشه که
بیشتروقتمون و پرمیکنه تازه اون موقعه که, دلمون می خواد بازیگرنقش اول قصه ها
بشیم .وقتی سفرمون طولانی میشه و یک کم خسته می شیم دستهامون به هم زنجیر کنیم
و همه باهم عمو زنجیر باف می خونیم اون وقته که دیگه از ته دلمون می خندیم واون قدر
می خندیم که --
فعالیتهای تابستونی مون از روز شنبه22 خرداد با برنامه ریزی جدید شروع میشه .
اگه می خوای جا نمونی عجله کن . زود باش خواب نمونی
