مـــــــــــامـــــــــــــــــــان بزرگ
یه سلام سبز و با طراوت به همه ی اونایی که دل هاشونم پر انرژیه مثل خورشید
ممنونم که ما رو تنها نمی ذارید...امروز اومدم تا براتون از حس و حال بچه ها بنویسم....بنویسم که یه لبخند سبز رو لبای قرمزشون حک شده می دونید چرا؟؟؟؟؟؟؟
؟آخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه سال تحصیلی به پایان رسید......
آره پرونده ی یه سال دیگه هم بسته شد ..با همه ی خوبی ها و بدی هاش...اما بگم از کانون....
کانون که مثل یه مامان بزرگ مهربون آغوشش برای همه بازه...حالا دیگه کانون هم خوشحاله...آخه کانون بدون بچه ها زنده نیست تازه الان که تابستون شده مثل یه مامان بزرگ باصلابت و مهربون با عینک خوش بینی نشسته و بچه ها از سر و کولش بالا میرن..اما این روزا هر روز گروه گروه بچه هایی پر انرژی میان وبه مامان بزرگشون سر می زنند .بله این جا کانون مکز چناران هست.
نمی دونید چه هیجانی و. چه شور و حالی این جا رو در برگفته...کلاس های سفالگری،نقاشی، ادبی و حتی بازی....دیدن این همه شور و حال بچه ها ناخودآکگاه مامان بزرگ رو سرحال می کنه تا بلند شه و پا به پای بچه هاش بازی کنه و شادی کنه....
کانون این روزا سبزه سبزه....این جا دنیای بچه هاس بچه هایی که جزپاکی و صداقت و مهربونی هیچ چی برای کانون و کانونی ها به ارمغان نمیارن.....
کانون ما مملو از هیجانه.....کانون ما امروز قشنگ تر از همیشه اس....کانون شما چطوره؟


