زیارتنامه عشق
سلام برتو که حرم ات پاکترین و امن ترین مکانهاست . مکانی که میهمانهای همیشگی اش کبوترها هستند که مانند زائرها دسته دسته می آیند تا زیارتنامه عشق بخوانند . پس کاش من هم کبوتر بودم آنگاه می توانستم با کبوترهای بقیع هم آواز شوم واز غربت بگویم .
امام خوبم من این را قبول ندارم که تو غریب هستی؟ به نظر من غریب واقعی کسی است که آشنایانش هم به دیدنش نیایند اما تو هر روز , هر ساعت یا بهتر بگویم هر ثانیه پذیرای هزاران آشنا و نا آشنا هستی.
سلام بر تو ای مهربانترین مهربانان , از مهربانیت گفتم زیرا شنیده ام ضامن آهوی بیا بان شده ای . ای کاش ! من آن آهویی بودم که با تو آشنا شد و ضمانت نامه ی عشق در دست داشت .
به دیدنت می آیم و زمانی که از دور گنبد طلای ات را می بینم قلبم لبریز از شور و شعف می شود و برای هزارمین دفعه خدا را شکر می کنم که مرا دعوت کردید تا بار دیگر به پا بوسی مشرف شوم و زمانی که قدم در حریم امن الهی ات می گذارم به وضوح عشق را , محبت را احساس می کنم. به طرف سقا خانه می روم و روح و جسمم را با زلال ترین و پاکترین آبهای روی زمین صیقل می دهم . اکنون آماده شده ام تا خودم را به پنجره ی فولاد متصل می کنم و هنگامی که به آنجا می رسم دیگر از خودم فراموش می کنم . چشمهای گریانی را می بیینم و دستهای نیازمند ی که ملتمسانه به سو ی تو دراز شده ,و از آنجا که به بخشندگی ات ایمان دارم آسوده خاطر از آنجا می گذرم و از تو می خواهم که هیچ چشم گریان و دست نیازمندی را منتظر نگذاری .
اکنون از شوق در آغوش کشیدن ضریح نورانیت سر از پا نمی شناسم آرام آرام قدم برمی دارم و با احترام و ادب سلام می دهم . آقای من می دانم که خیلی میهمان داری ,اما از تو می خواهم که : نام مرا هم در زمره ی میهمانانت ثبت کنی صدایم را بشنوی و دستم را بگیری . مولای من از همان ابتدای و رودم , دلم را به پنجره ی فولادیت گره زدم از تو می خواهم تا قبل از رفتنم این گره را باز کنی و به من سلامت دین و دنیا ببخشی .
آقای خوبم از تو می خواهم که حاجت همه ی حا جتمندان را بر آمری و چشمان منتظر ما را به جمال آقا و مولایمان امام زمان منور گردانی.
ملیحه باغبانی
