سلامی به اقیانوس خم
آخرین حج تمام شده و کاروان ها ی حج باز می گردند. رسول خدا در راه مدینه است تا غدیر
فاصله ای نیست . برکه ای با اندکی آب و چند نخل خرما – جایگاه بزرگترین واقعه تاریخ و
وجایی که مسیر کاروان ها از هم جدا می شود ,برای همیشه !
امین وحی بر پیامبر فرود می آید :
"یا ایهاالرسول, بلغ -------"
ای پیام آور آنچه از سوی خدا بر تو فرو فرستاده شده باز گوی .
رسول حق کاروانیان را بانگ می زند , رفتگان را باز می خواند و ماندگان را به انتظار می نشاند
وجهاز شتری منبر می شود تا حقیقت حق بر آن قرار گیرد و پیام را برساند
و اینجا قلب آفرینش تند تر می زند
آسمان به اضطراب می افتد
زمین انتظار می کشد
عرش را ولوله ای فرا می گیرد
و در عالم فرش ,نور عرشی با فرشیان بانگ بر می آورد :
من کنت مولاه ---- فهذا----- علی مولاه
و علی را بر فراز می آورد تا حجت را برهمگان تمام کند
و اینگونه ولایت همسنگ رسالت می شود .
یا علی جان
بگذار آرزوهای دل کوچکم را که به یمن پیوستن به نام تو بزرگی یافته بازگو کنم
